زين الدين محمود واصفى

382

بدايع الوقايع ( فارسى )

گر نماند آن ماه اوج جاه و نبود جان مرا * زين الم بىنالهء شبگير و آه صبحگاه بر سپهر دين و احسان ، باد باقى جاودان * اين شه بهرام هيجا و اين مه انجم سپاه گر بناگه جانب‌دار ابد بنهاد روى * آن امير داد و دين و زبدهء مردان راه بر فراز مسند طالع پى زيب جهان * اى دل اين جمشيد آئين را نگهبان باد إله ور ز دنيا پا برون ماند آن محب اهل دين * جاودان بادا بعالم شاهى اين پادشاه باد اين سلطان ملك عدل مادام ار نماند « 1 » * صاحبا آن عمدهء دوران امير دين‌پناه سال آن كآمد باقليم وز دنيى شد بكام « 2 » * جوى اى كامل « 3 » ز هر مصراع اين زيبا كلام در مدح حضرت خاقان اكبر و خان عدالت‌گستر قهرمان سلاطين روزگار ، مالك رقاب خواقين جم اقتدار ملك الملوك فى الآفاق حاكم الممالك بالارث و الاستحقاق الخاقان ابن الخاقان معز الخلافة و الدنيا و الدين « 4 » محمد شيبانى خان ( 75 b ) ، امام الزمان و خليفة الرحمن - كه با سرعت رخش عزمش توسن خيال لنگ بود و با سرادقات « * » جاهش عرصهء جهان تنگ ، در اواخر ذى الحجهء

--> ( 1 ) - T : عدل تا آدم نماند ( 2 ) - A : شد برون ( 3 ) - C : اى عاقل ( 4 ) - B ، P : الدين . ابو الفتح ( * ) س 20 : سردقات